كيمياگري بود و سرسختانه آنها را نهي مي‌كرد.1 او در 1334 وفات يافت‌.
سومين پاپ آوينيوني ژاك فورنيه اهل فوا بود كه به فرقه‌ٴ سيسترسيني تعلق داشت و هنگامي كه در سال 1327 به مقام كاردينالي رسيد، به ((كاردينال سفيد)) معروف شد. او مدت‌ هشت سال با نام بنديكتوس دوازدهم پاپ بود (1334 - 1342) و علاقه‌ٴ زيادي به دفاع از دين‌ سنتي و رسوا كردن ملحدان داشت‌. او در فتوائيه‌ٴ سال 1336 عقايد سَلَفش را در باب ديدار خداوند در ملكوت نفي كرد. نوشته‌هايش منحصر به تفسير كتاب مقدس (از جمله انجيل متي‌)، سرودها، رسالاتي در رد فراتيچل‌ها و مايستر اكهارت و غيره است‌.
پي‌ير روژه كه در سال 1342 با نام كلمنس ششم جانشين او شد، تا 1352 حكومت كرد. او از يك خانواده‌ٴ اشرافي ليموژ و از فرقه‌ٴ بنديكتي بود، ولي شاهان فرانسه و پاپ‌ها از او حمايت‌ كردند و با سرعت در دستگاه پاپي ترقي كرد، برخي مأموريت‌هاي سياسي را به عهده گرفت و پيش از پنجاه سالگي به مقام كاردينالي رسيد. او سياست‌مدار و انسان‌گرا بود، آوينيون را آراست‌، با پترارك دوست شد، از هنرمندان حمايت كرد و از جهاتي پيش‌آهنگ پاپ‌هاي‌ ايتاليايي قرن بعدي شد. به اصلاح تقويم توجه داشت و در اين باره يادداشت‌هاي مربوط به‌ لاوي بن گرشن‌، ژان دومور و فيرمن دوبووال را ببينيد. نوشته‌هاي او در خور اهميت نيست‌، ولي مي‌دانيم كه در اثناي تحصيل الاهيات در پاريس سخت تحت تأثير توماي آكويني قرار گرفت و علناً از او در برابر پي‌ير اوريول و فرانسوا دو ميرون دفاع كرد. در سال 1323 از دانشگاه‌ پاريس در رشته‌ٴ الاهيات شش سال زودتر از موعد مقرر و به فرمان يوحناي بيست و دوم‌ فارغ‌التحصيل شد؛ و چند هفته‌ٴ بعد قديس توما رسماً تقديس شد و آيين تومايي فلسفه‌ٴ رسمي‌ كليسا گرديد.
براي ارزيابي كارهاي اين پاپ‌ها بهتر است به خاطر داشته باشيم كه حكومت بر كليسا تنها بخشي از وظايف آنان بود و دفاع از دين سنتي بخش ديگر آن‌. مشغله‌ٴ اصليشان‌، خواه‌ناخواه‌، دفاع از كليسا در برابر دولت‌ها بود -- جنگي بي‌پايان ميان كشيشان و سياست‌مداران‌، يا به‌ عبارت بهتر ميان سياست ديني و دنيوي‌، كه گه‌گاه لازم بود هرچيز ديگري تحت‌الشعاع آن قرار گيرد.
درباب فضايل دستگاه پاپي بايد اين را هم افزود كه قدرت معنوي‌اش صرف مبارزه با


Extravagantes communes (lib. V, Lit VI, De crimine falsi, year 1317) .1